ورود / ثبت نام
آیا ما در مقایسه با پدرانمان بی سوادتریم؟

آیا ما در مقایسه با پدرانمان بی سوادتریم؟

بعضی مذمت کنندگان محتوای آموزشی مدرسه،‌از محتوای غنی و ارزنده آموزشی در مکتب خانه‌ها مثل یک کعبه آمال یاد می‌کنند. چراکه از سنین پایین کودکان آثاری چون گلستان سعدی، تنبیه الغافلین، اخلاق ناصری، نصاب الصبیان، قابوسنامه و نظایر آن را یادمی‌گرفتند. گرچه همه متفق القول منتقد ساختار مکتب خانه هستند؛ اما آن محتوای فاخر را برای آموزش الگو قرار داده و خوش‌تر می‌دانستند که پس از اقتباس آموزش و پرورش نوین از اروپا، محتوای ادبیات فارسی کمتر تحت تاثیر قرار می‌گرفت تا امروز دستخوش بی‌مایگی نمی‌شد.

 در زمان قاجار و تاسیس دارالفنون که از اولین مراکز آموزشی به شیوه جدید بود، روحانیان و افراد تحصیل کرده در غرب، با هم و گاهی نیز در کنار هم نظام آموزشی را هدایت می کردند که هرچند دستاورد ادبی چندانی نداشت تقابل چندانی هم میان آموزش مفاهیم دینی در کنار علوم غربی وجود نداشت.حسن رشدیه که مدارس جدید دوران قاجار اسم او را یدک می‌کشیدند، خود اولین کتاب‌های درسی را نیز تالیف کرد و اولین تغییر را در ابزار آموزشی آن زمان یا در نگاه امروزی کتاب‌های درسی به‌وجود آورد. رفته رفته در زمان پهلوی اول، مکتب‌خانه ها و مدارس قاجاری برچیده و روحانیون از آموزش حذف شدند. نظام جدید با شتاب زیادى به جامعه تحمیل شد تا موازنه‏اى بین فرهنگ قدیم و جدید ایجاد کند. نظام آموزشى قدیم، امکان تربیت فرزندان این مرز و بوم و رفع نیازهاى کشور را نداشت، اما سیستم آموزشى جدید نیز مشکلات خاص خود را داشت. تعداد تحصیل کردگان افزایش سریعى را نشان مى‏داد ولی این افراد داراى تحصیلات سطحى، نامتعادل، و انباشته از حقایق هضم‏نشده بودند.71

به  نظر مى‏رسد اصرار بر تعلیم و تعلم بر سبک سنتى و بهره نگرفتن از نوآوریهاى جدید آموزشى از سوى برخی از مکتب‏داران، باعث شد راه برای دانش‌هایى کاملا غربى و بیگانه از فرهنگ جامعه ایرانى، باز شود و تحمیل آن‌ها، آثار و پیامدهاىی منفى، براى این کشور به همراه آورد. رضاشاه نیز از همان ابتدای پادشاهی‌ خود تمایل به اصلاح آموزش را علنی کرده بود و از مهم‌ترین مقطع آموزشی آن زمان یعنی ابتدایی تغییرات خود را اعمال کرد. علاوه بر این، تمایل او بر یکسان سازی زبان و ایرانیسم جریان ساز تغییرات مهمی در آموزش رسمی کشور شد. به عنوان مثال یکسان سازی کتب درسی، خواندن و نوشتن به زبان فارسی در همه نقاط کشور، حذف زبان عربی، تغییر در کتب تاریخ به خصوص تاریخ شاهان قاجار و تاکید بر میراث ایران باستان و همچنین کاستن هویت مذهبی از آن جمله بود. از این موارد به نظر می‌رسد حذف زبان عربی؛‌ هویت زدایی مذهبی و تالیف کتاب‌های درسی جدید موجب تغییرات محتوایی بسیار زیادی در آموزش به خصوص آموزش درس فارسی شد.

«یرواند آبراهامیان» معتقد است که اصلاحات رضاشاه، بر اساس هدف بلندمدت او که‏ بازسازی ایران طبق تصویر غرب بود، ارائه گردید و وسیله‌ی او برای نیل به این هدف‏ نهایی، مذهب‌زدایی یا دنیانگری، برانداختن تعبدگری، ناسیونالیسم، توسعۀ آموزشی‏ و سرمایه‌داری دولتی بود.[13]

13]یرواند آبراهیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمه‌ی کاظم فیروزمند، حسن شمس‌آوری و محسن مدیر شانه‌چی، تهران، نشر مرکز، 1378، ص 127.

با تغییر آموزش از شیوه مکتب خانه‌ای به مدرسه، کتاب‌های سنتی کنار گذاشته شد و کتاب‌هایی اختصاصی برای آموزش ابتدایی و پس از مدتی، دبیرستان تالیف شد.  تاسیس دبستانها و دبیرستانهای جدید کتابهای درسی را موسسان، مدیران و معلمان این مدارس انتشار می‌دادند. جالب است بدانیم بعضی از این کتابها دانش‌آموزان را نه فقط با علوم و مهارت خواندن و نوشتن آشنا می‌کرد، بلکه به آنان درس زندگی و مسئولیتهای اجتماعی و سیاسی می‌آموخت.

کتابهای دوره ابتدایی بیشتر حاوی فرهنگ ایرانی اسلامی بود و به سلیقه و تجربه شخصی نویسنده آنها تنظیم شده بود. مسائل یادگیری، روان‌شناسی و هنری هم در آنها کم و بیش مورد توجه بود. در تنیجه می‌توان گفت آموزش از انحصار متون کهن خارج شده بود.

پرویز ناتل خانلری، وزیر فرهنگ، در سرآغاز کتابهای درسی دبیرستان، چاپ 1342، نوشته است: در بیست سال اخیر وزارت فرهنگ تالیف و چاپ کتابهای دبیرستان را آزاد اعلام کرد، به امید آنکه با ایجاد رقابت سالم روزبه‌روز کتابهای مطلوب‌تر فراهم آید.

اما نتیجه معکوس بود. وجود نواقص در محتویات کتابها، تنوع بیش از حد، قیمت بالا و نیز بی‌نظمی در چاپ و توزیع، موجب سرگردانی دانش‌آموزان و نارضایتی عمومی شد. راه چاره در آن دیده شد که وزارت فرهنگ تالیف و نشر کتابها را خود در اختیار گیرد. وزارت فرهنگ با استفاده از گروههایی که برای هر درسی انتخاب کرد، از میان کتابهای موجود برای هر درس و هر کلاس فقط یک کتاب را انتخاب، چاپ و توزیع کرد.

همچنین، به دنبال تحولاتی که از سال 1957 میلادی (1336 ﻫ . ش) در آموزش و پرورش بسیاری از کشورهای جهان به رخ داد، در ایران هم تحولاتی و در پی آن مطالعات گسترده ای صورت گرفت که سرانجام به تغییر کلی نظام آموزش و پرورش منجر گردید. این تغییر نظام از سال 1350، به طور تدریجی در کشور به مرحله اجرا درآمد. در نظام جدید، هدف، برنامه و مواد آموزشی به کلی تغییر کرد. مقاطع تحصیلی از دو مقطع ابتدایی و متوسطه به سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه تغییر یافت. تهیه برنامه‌ها و تعیین سرفصلهای هر ماده درسی برعهده دفتر تحقیق و برنامه‌ریزی بود و تالیف، چاپ و توزیع کتاب درسی برعهده سازمان کتاب ایران قرار داشت؛ اما با حجم کار زیاد و مسئولیت بسیار سنگین، نیروی کار ماهر بسیار اندک بود.

در نظام جدید نوآوریهای فراوانی از نظر برنامه و کتاب درسی صورت گرفت. آموزش هنر و علوم تجربی از کلاس اول ابتدایی آغاز شد. در دوره ابتدایی و راهنمایی برای هر درس علاوه بر کتاب دانش‌آموز، کتاب راهنمای تدریس برای معلم تالیف و توزیع شد. کتابهای درسی در یک کلاس با یکدیگر هماهنگ بودند و از میان کتابهای یک کلاس و یک درس، در طول سالها، نوعی پیوستگی منطقی به وجود ‌آمد. برای تدریس در کلاسها معلمان آموزش لازم را می‌دیدند، وسایل کارگاه و آزمایشگاه فراهم بود و به طور کلی در متن دروس و تالیف کتابها تغییرات فراوانی صورت گرفت.

اما مسائل مختلف مانع از رسیدن به هدفهای نظام جدید شد. یادآوری این نکته لازم است که اصلاح نظام آموزش و پرورش کشور تا مرحله تهیه برنامه تحصیلی دوره پنج ساله ابتدایی همچنان زیرنظر شورای اصلاح نظام با کیفیت مطلوبی ادامه یافت تا آنکه اصلاح نظام به‌تدریج از رونق افتاد و اقدامات مربوط روزبه‌روز کم‌رنگ‌تر شد؛ به طوری که تهیه برنامه دوره راهنمایی تحصیلی به دست کارشناسان با سابقه وزارت آموزش و پرورش افتاد که آنان جز در چهارچوبهای آشنای گذشته نمی‌توانستند بیندیشند. در نتیجه، جریان اصلاح نظام یکباره از سیر اصلی خود منحرف گردید؛ به طوری که نخستین گروه فارغ‌التحصیلان نظام به اصطلاح جدید که در خرداد 1357 دوره آموزش متوسطه را با موفقیت به پایان رسانده بودند نسبت به فارغ‌التحصیلان نظام سابق برتری آشکاری از خود نشان ندادند (شکوهی، 1357).

در نظام جدید، دوره راهنمایی و متوسطه با اشکالات فراوان روبه‌رو شد؛ مهم‌ترین آن کمبود دبیران آموزش دیده بود که بتوانند در جهت هدفهای جدید در دانش‌آموزان بینش علمی به وجود آورند و مهارتهای لازم را بیاموزانند.

از سال 1353 سازمان کتاب درسی ایران با دو مشکل عمده، یکی موضوع تالیف و دیگری چاپ و توزیع کتاب مواجه شد و مشکلات فراوانی که از نظر آموزشی و اجتماعی، به‌ویژه در آخرین سال پیش از انقلاب، به وجود آمد، چاره بر این شد که سازمان پژوهش و نوسازی آموزشی تاسیس یابد و در نتیجه، سازمان کتابهای درسی ایران تعطیل شد.

مسائل و مشکلاتی که سازمان کتابهای درسی با آن روبه‌رو شد و توصیه‌های یونسکو که از سالهای 1972 به بعد نوآوری را شرط لازم برای مواجهه با شرایط متغیر، به‌خصوص در آموزش و پرورش، اعلام کرده بود، سبب شد تا سازمان پژوهش و نوسازی آموزشی به وجود آید. قانون تشکیل این سازمان در تیر 1355 به تصویب رسید. طبق این قانون مقرر شد که سازمانی به وجود آید که هرگونه برنامه‌ریزی آموزشی و درسی را براساس پژوهش نه بر اساس نظر افراد، حتی افراد مجرب و صاحب‌نظر، سازمان دهد. به موجب مصوبه‌ای که پس از انقلاب اسلامی در 25/12/1358 به تصویب شورای انقلاب رسید، ضمن اصلاح قسمتی از قانون تشکیل آن، «سازمان پژوهش و نوسازی آموزشی» به «سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی» تغییر نام داد و از سازمانهای وابسته به آموزش و پرورش شناخته شد.

پس از انقلاب اسلامی، برنامه‌های درسی و به دنبال آن کتابهای درسی تغییرات پیاپی داشته است. جدول مواد درسی و امتحانی و ساعات تدریس پایه‌های تحصیلی دوره پنج ساله ابتدایی در سالهای 1359، 1365، 1368و 1373 و دوره راهنمایی در سالهای 1359، 1366 و 1367 تغییر کرده و در سال 1382به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است. اما به‌جز چند کتاب، عموما کتابهای درسی که از سال 1345 با تغییر نظام برای دوره‌های ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان نوشته شده بود با تغییرات جزئی و اغلب در جهت کاستن حجم مطالب تا سالهای 1370 در مدارس تدریس می‌شد. مهم‌ترین اقدام سازمان پژوهش، به‌خصوص در سالهای جنگ، چاپ و توزیع همان کتابهای درسی بود. البته آموزش و پرورش کشور همواره در تکاپو و نوآوری بوده است و در همین مدت هم افراد بسیاری تلاش داشتند و به دنبال فرصت بودند تا تغییرات لازم را در اهداف، برنامه‌ها و مواد آموزشی و روش تدریس و ارزشیابی به وجود آورند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی کار تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش کشور به گروهی انگشت‌شمار که به‌تدریج در نهادهای مختلف شناسایی شده بودند و با متولیان انقلاب از لحاظ طرز فکر سنخیتی داشتند سپرده شد.

برای اصلاح برنامه‌های آموزشی در سال 1365 با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش به وجود آمد. این شورا ابتدا به مطالعه همه جانبه در امور آموزش و پرورش پرداخت و به تنظیم پیش‌نویس طرح کلیات نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی دست زد. این طرح شامل پنج بخش بود که در آن مبانی و تربیت اسلامی، هدف کلی تعلیم و تربیت اسلامی، اصول حاکم بر نظام آموزش و پرورش (دوره عمومی و دوره فراگیر کاربردی علمی) و برنامه‌ریزی ادامه کار طرح مطرح شده بود. 

مقالات بیشتر
اهداف کتب فارسی دبستان
اهداف کتب فارسی دبستان

در ادامه به بررسی پایه به پایه کتاب‌های فارسی می‌پردازیم و فعالیت‌ها و اهداف اختصاصی آن‌ها را بررسی می‌کنیم

بررسی کتاب‌های فارسی پایه اول و دوم
بررسی کتاب‌های فارسی پایه اول و دوم

در ادامه به بررسی پایه به پایه کتاب‌های فارسی می‌پردازیم و فعالیت‌ها و اهداف اختصاصی آنها را بررسی می‌کنیم و در مرحله نهایی براساس فعالیت‌ها و اهداف موجود در پایه سوم تا ششم، یک دسته‌بندی ارائه می‌دهیم که به ساختار ذهنی ما درباره پیشرفت آموزش مهارت‌ها در این چهار پایه کمک بهتری می‌کند.

جست‌وجوی ردپای معضل مهارت‌های زبانی دانش‌آموزان در کتاب‌های فارسی
جست‌وجوی ردپای معضل مهارت‌های زبانی دانش‌آموزان در کتاب‌های فارسی

از سال 1300 که اولین کتاب‌های درسی تالیف و چاپ شد تا کنون بارها تغییرات عمده‌ای در ساختار آموزش‌وپرورش و محتوای کتاب‌های درسی اتفاق افتاده است. در سال 1341 تغییراتی اساسی مثل حذف پایه ششم رخ داد و فصل تازه‌ای در آموزش‌وپرورش رقم خورد و کتاب‌های فارسی نیز از این تغییرات بی‌نصیب نماندند. 

صفحه اصلی
دبستان
مرکز تربیت مربی
مرکز مشاوره
مرکز حل مسئله
سنجش
امید ایران