در ادامه به بررسی پایه به پایه کتابهای فارسی میپردازیم و فعالیتها و اهداف اختصاصی آنها را بررسی میکنیم
بخش اول: فعالیتهای ویژه (فعالیتهای تجربه و یادگیری)
1. گوش کن و بگو: فعالیت گوش کن و بگو در تمام پایههای دوره ابتدایی موردتوجه قرار گرفته است. این فعالیت، کلاس را با تعامل میان معلم و دانشآموز مواجه میسازد. توجه، دقت و تمرکز حواس، ارتقای درک شنوایی و مهارت در گفتوشنود، واکنش نسبت به سوال، درک تصویری و جملهسازی از دستاوردهای این فعالیت میتواند باشد. از دیگر اهداف این فعالیت، ارزشیابی میزان درک دانشآموز از مطلب متن درس است. با این فعالیت هم معلم درمییابد که دانشآموز چه میزان محتوا و پیام درس را دریافت کرده است و هم دانشآموز به خود ارزشیابی دست مییابد و مفاهیمی را که دریافت نکرده است از زبان همکلاسیهایش میشنود و خط اطلاعاتی خود را جبران میکند. نکته اساسی آن است که در پاسخها به جنبههای خلاق باید توجه ویژه شود و از همه دانشآموزان پاسخهای یکسان خواسته نشود. معلم میتواند پس از دریافت پاسخهای فردی و جمعی به جمعبندی بپردازد.
2. درست و نادرست: این فعالیت از کتاب فارسی مشتمل بر جملههایی است که برخی از این جملهها از نظر معنایی درست و برخی دیگر نادرست هستند. بیشتر آنها در ارتباط با متن درس است و برخی دیگر به اطلاعات عمومی دانشآموز مربوط میشود. فعالیت مذکور که به همه پایههای دوره ابتدایی مربوط میشود، سهمی از تحقق اهداف برنامه درسی زبانآموزی را به عهده دارد. علاوه بر تقویت دقت و تمرکز شنوایی و توجه دادن دانشآموزان به هسته معنای پیام در جمله، بیشتر نقش ارزشیابی از میزان درک و فهم دانشآموزان را نسبت به درونمایه درس ایفا میکند. در این فرایند ارزشیابی، فقط میزان درک دانشآموزان برای معلم سنجیده نمیشود، بلکه نوعی خود ارزشیابی نیز برای دانشآموز است. او با حدسی که درباره درست بودن یا نادرست بودن جمله میزند، میزان دانستهها و یافتههای خود را از درس میسنجد و ضعفها و قوتها برایش آشکار میشود. در این میان، پاسخهای درست و اشتباه خود را با دیگر همکلاسان نیز مقایسه میکند. علاوه بر موارد مذکور، ساختار جملههای نوشتاری نیز برای او روشن میشود. بر اثر تکرار در شنیدن جملههای صحیح نوشتاری است که نوشتن جملهها به نحو صحیح نیز برای او آسان میشود. در نتیجه، بسیاری از فعالیتهای شفاهی به نگارش دانشآموزان هم کمک میکند.
3. ببین و بگو: هدف از این فعالیت توجه و تمرکز دانشآموز، جملهسازی و بیان شفاهی تصویرها است. دانشآموز باید در یک جمله مقصود را بیان کند. این تمرینها میتواند فرصتی برای یادگیری مشارکتی فراهم کند. دانشآموز باید این توانایی را بیابد که تصاویر متوالی را به یکدیگر ارتباط داده، مضمون مندرج در آنها را از آغاز تا پایان، دنبال کند. تصاویر متوالی در این فعالیت معمولا درباره موضوعات اجتماعی، فرهنگی و تربیتی است. ضمن این که سواد بصری دانشآموزان بالا رفته، به یک نکته تربیتی، اخلاقی و اجتماعی هم میرسند. نظم و انسجام فکری، تقویت حافظه بصری، برقراری ارتباط بین درونداد و برونداد ذهنی، ارتقای درک شنوایی و رشد و پرورش قوه بیان از جمله اهداف زبانآموزی است که در این فعالیت به ثمر میرسد.
4. به دوستانت بگو: در این نوع تمرینها دانشآموزان با یکدیگر و معلم ارتباط عاطفی برقرار میکنند و با توجه به آنچه تاکنون فراگرفتهاند دایره سخنگفتن را وسعت داده و به محیط اطراف و مسائل شخصی و خصوصی خود سوق میدهند. در این تمرین که جنبه خلاقانه دارد و باز پاسخ است دانشآموز میکوشد به کمک تخیل یا تفکر خویش مطالبی را در قالب بیان خاطره یا دیدهها و شنیدهها و اطلاعات خود بر زبان آورد. بدین ترتیب تمامی دانشآموزان با فعالیت مشارکتی و گروهبندی، قادر به حرفزدن هستند. برای معلم، این فرصت مناسبی است که بتواند او در تمامی دانشآموزان اعتمادبهنفس ایجاد کند و دانشآموزان کم رو و خجالتی را به صحنه فعالیتهای کلاسی بکشاند. بهعلاوه از این طریق، ارتباطهای صمیمی نیز بین دانشآموزان برقرار میشود.
5. بگرد و پیدا کن: دانشآموز در این تمرین با توجه بهصورت کلی کلمه که در حافظه دارد و خواندن آن را به کمک تصویر فراگرفته است، آن را در تصویر بیابد. ابتدا معلم میتواند با خواندن واژهها از دانشآموزان بخواهد آنها را در تصویر نشان دهند، سپس در مراحل بعدی دانشآموزان خود تصویر واژه را بیابند.
6. پیدا کن و بگو: این فعالیت از کتاب «فارسی» بدین منظور است که دانشآموزان بعد از خواندن متن درس و فهمیدن موضوع و درونمایه آن، دوباره به درس رجوع کنند و به شیوهای هدفمند و نظامدار در آن جستوجو کنند. این مراجعت برای پیداکردن نکاتی که از آنها خواسته شده، برای مرور درس به شیوهای فعالانه لازم است. دانشآموز برای دریافت سوالاتی که از او میشود، به متن درس رجوع میکند که با این رجوع، نهتنها بافت درس، چه از نظر واژگانی و چه از نظر نحوی و چه از نظرگاه حوزه معنایی یا آوایی، برای او روشن میشود بلکه مرورهای مکرر درس برای وی خستهکننده نیست، زیرا در هر بار در پی رسیدن به هدفی است و بهعلاوه چنان چه دقتش مناسب باشد، در هر بار مراجعه به درس، نکتههای زبانی دیگری که هدف سوال نیست، نیز توجه او را به خود جلب میکند. این فعالیت پرورش حس کنجکاوی، جستجوگری و پشتکار را در دانشآموز تقویت میکند.
7. فکر کن و بگو: این فعالیت کتاب فارسی علاوه بر مهارتهای مربوط به گفتوشنود و توسعه دروندادها و بروندادهای زبانی کودکان، در پی آن است تا دانشآموزان بتوانند در یک فضای امن و صمیمی و بدون هیچ اضطراب و تشویشی، نظرها، عقاید، احساسات و عواطف خود را چه در گروه و چه در جلوی جمع بیان نمایند. برخی از پرسشهای مندرج در فعالیت مذکور بهمنظور پیونددادن مضمون متن درس به زندگی واقعی و واداشتن آنها به حل یک مسئله اجتماعی است. برخی دیگر مکمل معنایی درس و بسیاری دیگر از آنها به طور مستقیم به بیان احساسات و عقاید دانشآموزان معطوف است.
8. بیاموز و بگو: برای بهکارگیری درست زبان و توفیق در برقراری ارتباط گفتاری و نوشتاری و نیز سازماندهی بهتر فکر و ذهن، دانشآموز نیازمند است تا الگوهای دستوری صحیحی را در زبان فارسی معیار بداند و عادت کند تا آنها را در گفتهها و نوشتههای خود به کار بندد. در روند زبانآموزی در دوره ابتدایی علاوه بر تلاش برای رشد و تقویت مهارتهای زبانآموزی، نقش فرازبانی و تقویت آن در ذهن و زبان نیز در برنامه درسی زبانآموزی مطرح است، بهطوریکه دانشآموز بتواند از زبان فارسی معیار برای تعبیر و تفسیر زبان استفاده کند، یعنی واژهای را تعریف و تفسیر کند، به تشریح و تبیین عناصر زبانی بپردازد و سازمان درونی کلمهها و جملهها را بشناسد و بتواند جملههای صحیح دستوری را در گفتهها و نوشتههای خود به کار گیرد. در این فعالیت دانشآموز با ساخت نحوی زبان، آشنا میشود. یکی از انتظارات در این فعالیت این است که دانشآموز بتواند بین عناصر مختلف یک جمله بهمنظور رسانندگی پیام آن، رابطه همنشینی برقرار کند، مثلا جملهای را که در آن یک کلمه با هر نقش دستوری، حذف شده باشد، بتواند در جای مناسب خود در جمله قرار دهد. علاوه بر همنشینی، مهارت بهکارگیری درست محور جانشینی نیز ضروری است، یعنی بتواند به جای یکی از کلمههای مندرج در آن جمله کلمه مناسب دیگری را جانشین کند. این امر در زبانآموزی نقش موثری را ایفا میکند. اگر استفاده از محور جانشینی نبود، ذهن نمیتوانست هزارانهزار جمله را بر حسب موقعیتهای متفاوت، عینا در حافظه انبار کند و مسلما در نیازهای ارتباطی فرو میماند و از عهد؛ بیان موقعیتهای تازه و ناآشنا برنمیآمد. استفاده از محور جانشینی است که زبان را پویا، زایا و خلاق کرده است.
بیشتر تمرینهای مربوط به فعالیت «بیاموز و بگو» کار بر روی ساختار جمله است در زبان فارسی معیار
9. بخوان و حفظ کن: شعر و سرود، برای کودکان گذشته از ایجاد نشاط و شکفتگی روح، زمینهای مناسب برای زبانآموزی، شناخت واژگان، آشنایی با مفاهیم و ارزشها و بایستههای اجتماعی، اخلاقی، علمی و فرهنگی است. سرودن برای کودکان از دیرباز در فرهنگ ما رایج بوده است. اما شعر کودک با ویژگیها و مشخصات امروزی، سابقهای چندان طولانی ندارد.
10. بخوان و بیندیش: در پایان همه بخوانوبیندیشها، پرسشهایی با عنوان «درک و دریافت» آمده است. این پرسشها در حقیقت ایستگاههایی هستند برای تامل بیشتر و درنگ در زوایای محتوا که لازم است گروههای دانشآموزی به این طریق به کالبدشکافی متن بپردازند.
11. باهم بخوانیم: در صفحات «با هم بخوانیم» شعرهایی انتخاب شده است که مکمل و همسو با محتوای نگاره است. (مربوط به کلاس اول) این اشعار جنبه التذاذی دارد و خواندن آن به شکل گروهی، فضای شادی در کلاس ایجاد میکند. این اشعار با خوانش معیار و همراه با آهنگ مناسب، به شکل لوح فشرده به نام "کتاب گویا" در اختیار معلمان قرار میگیرد تا در کلاس استفاده کنند. علاوه بر این معلم میتواند با توجه به شرایط کلاس و فرصتی که دارد، فعالیتهای ویژهای را برای اشعار در نظر بگیرد. مثلا از دانشآموزان بخواهد برخی از آنها را حفظ کنند. توضیح شعر به شیوه متن درس اصلا لازم نیست. تمرینها در هر بخش به فراخور توان متوسط دانشآموزان است
12. کتابخوانی: فرصتهای کتابخوانی
کتاب مناسب، بهترین وسیله برای غنیتر کردن هدفمند اوقات فراغت و لذتبردن از لحظات فراغت دانشآموز است. خواندن کتاب، عادت به مطالعه و انس با آن را در دانشآموز ایجاد کرده و باعث رشد کلامی، پرورش قدرت تفکر و اخذ اطلاعات و غنیکردن اندوخته ذهنی میشود و گنجینه واژگانی و افق درک مفاهیم بهواسطه کتابخوانی در دانشآموز گسترش مییابد، زیرا شکل صحیح کلمات را بارها در کتاب، میبیند و در ذهنش نقش میبندد و بهگونهای آموزش املا نیز محقق میشود. با ساختار دستوری صحیح جملات و ترکیببندی درست در یک متن نیز آشنا میشود و در نتیجه به بسیاری از مهارتهای مندرج در برنامه زبانآموزی دست مییابد.
خواندن کتابهای داستانی، ابزار مناسبی برای تربیت کودک و شکلگیری شخصیت وی در جهتی است که جامعه از او انتظار دارد. کتابخوانی فرصتی برای کودک فراهم میکند تا بسیاری از ارزشهای اخلاقی و خصلتهای پسندیده در وی درونی شود. کودک دبستانی میل به همانندسازی دارد. او وقتی داستانی را میخواند یا میشنود، دوست دارد خود را در متن آن بیابد و با شخصیت داستان همانندسازی کند. در نتیجه الگوی شخصیتی موجود در داستان در کودک شکل میگیرد و رفتارهای خود را با رفتارهای مطلوب شخصیت داستان منطبق و همانند میسازد و از رفتارهای ناشایست شخصیتهای منفی داستان، به خطا و اشکالات رفتاری خود پی میبرد.
برایناساس سعی میکند تا به اصلاح و تغییر رفتار ناپسند خود بپردازد. تخیل موجود در کتابهای داستانی (تخیلی) موجب تعدیل فشارهای ناشی از مشکلات زندگی و رفع ناکامیهای کودک میشود.
بنابراین رشد و پرورش همه جنبههای شخصیت را میتوان در استمرار خواندن کتابهای داستانی یافت. کودک نهتنها با شخصیت دردمند داستان احساس همدردی کرده یا از شادی و موفقیت آن، احساس خوشحالی و همدلی را در خود نهادینه میکند، زیباییهای موجود در کتاب، حس زیباییشناسی وی را تحریک کرده، موجبات رشد عاطفی و نگرشی او را فراهم میسازند.
با مطالعه داستان بسیاری از رفتارهای اجتماعی و راه برقراری ارتباط موثر را یاد میگیرد و به کسب تجارب ارزشمندی نسبت به دنیای اطراف خود دست مییابد. غیرمستقیم یا مستقیم مطالب زیادی را درباره علوم مختلف مانند تاریخ، جغرافی، علوم تجربی و ریاضی فرامیگیرد.
برایناساس، برنامه درسی زبانآموزی تاکید زیادی بر فعالیت کتابخوانی دانشآموزان دارد و توصیه میکند که در هر هفته حداقل یک کتاب را دانشآموزان بخوانند و در کلاس درباره عناصر داستان از قبیل شخصیتها، رویدادها و ... صحبت کنند. به تصاویر آن توجه کنند، خلاصهای از داستان را بیان کنند و بهطورکلی درباره چرایی و چگونگی رویداد به وقوع پیوسته، اظهارنظر و احساسات خود را نسبت به داستان بیان کنند. توصیه میشود که بر اساس پرسشهای کتاب توجه دانشآموزان به نام نویسنده، مترجم، ناشر و تاریخ نشر اثر جلب شود.
13. بازی و نمایش: این دو بخش که به طور متناوب میآیند با هدف ایجاد فضای شاد و تفریحی، کشف استعدادهای نهفته و پرورش آنها، آموزش غیرمستقیم مسائل و تقویت مهارتهای زبانی، آماده ساختن دانشآموز برای زندگی در بیرون از محیط کلاس، ابراز وجود دانشآموزان و پرورش تخیل طراحی شدهاند.
بازی: کودک از طریق بازی نخستین گامها را برای اجتماعی شدن برمیدارد. از طریق بازی گروهی همکاری در وی ظاهر میشود. یاد میگیرد که چگونه مورد پذیرش اعضای گروه قرار گیرد و به رعایت نکات اجتماعی و قواعد بازی بپردازد و در خلال بازی گروهی به بسیاری از مفاهیم و مهارتهای اجتماعی از قبیل رعایت نوبت، صبر و حوصله داشتن در برابر دیگران و شکیبایی در برابر شنیدن نظرهای مخالف و احترام به حقوق دیگران دست یابد و نیز یاد میگیرد که با افرادی به جز اعضای خانواده خود ارتباط برقرار کند. او مفهوم پیروزی و شکست و راه رسیدن به موفقیت را نیز دربازیهای گروهی فرامیگیرد.
کودک دربازیهای گروهی با ارزشهای اخلاقی آشنا میشود. رفتارهای خوب را از بد تشخیص و تمیز میدهد و درمییابد که اگر بخواهد در گروه فرد قابلقبولی بهحساب آید، باید درستکار، حقیقتجو، مسلط به خود و باانصاف باشد.
دربازیهای گروهی، کودک تواناییهای خود را با دیگران مقایسه کرده و به میزان تواناییهای خود و نیز چگونگی استفاده از
توانایی خود و دیگران برای رسیدن به موفقیت آگاه میشود.
نهتنها برقراری ارتباط موثر و رشد اجتماعی و پیبردن به ارزشهای اخلاقی دربازیهای گروهی محقق میشود بلکه دانشآموزان به بسیاری از آگاهیهای شناختی هم میرسند. بهطوریکه بسیاری از مفاهیم را در بازی فرامیگیرند. کودک در بازی پی میبرد که چگونه مشارکت با دیگران را یاد بگیرد. چگونه مشکلات درسی خود را برطرف کرده و به رفع مسائل و مشکلات درسی دیگران کمک نماید.
بازی از جمله فعالیتهایی است که مورد تاکید در برنامه درسی زبانآموزی است و از طریق آن بهویژه بازیهای گروهی انتظار میرود که بتوان به پارهای از اهداف زبانآموزی دست یافت؛ زیرا، دانشآموزان با بازی در گروه نهتنها به ارتقای درک شنوایی و رشد و پرورش قوه بیان و بهطورکلی به تقویت چهار مهارت زبان دست مییابند، بلکه یاد میگیرند که با یکدیگر فکر کنند و به افکار خود سامان بدهند، به حل مسائل زبانی با مشارکت یکدیگر برآیند و از این طریق با ساخت و بافت زبان فارسی بیشتر آشنا شوند.
نمایش: درمان خوبی است برای دانشآموزان کم رو و منزوی و نیز برای آنان که مدت زمانی به رویا فرومیروند و از دنیای بیرون فاصله میگیرند و نیز وسیلهای برای بالارفتن اعتمادبهنفس، خودباوری و آگاهکردن دانشآموزان از توانایی خویش است.
نمایش انواعی دارد: 1- نمایش بیکلام یا پانتومیم، 2- نمایش با کلام
نوعی از نمایش با کلام، نمایش خلاق است. نمایش خلاق از هرگونه رسمیت رهاست. هدف آن بیشتر رضایت خاطر در افرادی است که خود را درگیر آن کردهاند. این فعالیت بخشی از طبیعت کودک است و میتواند بهراحتی و با موفقیت بهوسیله آموزگاران محترم دوره ابتدایی به کار گرفته شود.
نمایش یکی از فعالیتهای مورد تاکید در برنامه درسی زبانآموزی است که در پایههای مختلف دوره ابتدایی موردتوجه است. اجرای مطلوب آن به تحقق بسیاری از اهداف زبانآموزی منجر میشود. بهطورکلی، نمایش تاثیرات مثبت آموزشی و پرورشی بر رفتار دانشآموزان دارد که اثرات آنها در رشد و پرورش کلیه ابعاد شخصیتی مشهود است. برخی از این تاثیرات آموزشی و تربیتی را بهصورت زیر میتوان برشمرد:
از مهمترین تاثیرات نمایش کمک به دانشآموز در بیان فکر، احساس، عواطف و بهطورکلی کمک به ابراز وجود خود در میان جمع است که از اهداف اساسی زبانآموزی است. در خلال این اهداف انسجام و نظم فکری و بالارفتن درک شنوایی نیز اتفاق میافتد.
نمایش امکانی را فراهم میکند تا خلاقیت و ابتکار دانشآموزان که در قالب ذهن و اندیشه است به عمل و حرکت درآید و عینی شود، بنابراین شکوفایی، خلاقیت و پرورش تخیل از جمله دستاوردهای دیگر نمایش است.
با نمایش، طول تمرکز، توجه و دقت در تماشاگر و بازیگر بالا میرود.
چون اجرای نمایش با تحرک بدنی همراه است، بین اندامها و عضلات کوچک و بزرگ دانشآموزان هماهنگی ایجاد شده و بهطورکلی به رشد جسمانی آنها نیز کمک میشود.
. از دیگر ثمرات بازیهای نمایشی آشناشدن دانشآموزان باارزشها و هنجارهای جامعه است.
از دستاوردهای دیگر بازیهای نمایشی، ایجاد روح جمعی، همکاری و تعاون در دانشآموزان است.
دانشآموزان دربازیهای نمایشی، نظم و ترتیب و بسیاری از قواعد و مقررات مربوط به زندگی واقعی را یاد میگیرند تا به راهحلهای مناسبی برای مسائل زندگی بیندیشند.
نمایش موجبات شادی، نشاط و انبساطخاطر را در دانشآموزان فراهم میکند و از خشک و خستگی زا بودن برنامههای کلاس میکاهد.
14. روانخوانی: هدف این فعالیت خواندن و سریع خواندن به همراه درک و دریافت است. در این بخش، سرعت انتقال مطلب از صفحه کتاب بر صفحه ذهن مطرح است و به همین دلیل، جز متن درس، هیچ عنصر دیگری که احتمالا ممکن است مزاحم درک و دریافت سریع تلقی شود. در این بخش نیامده است. روانخوانی بهتنهایی نمیتواند جوابگوی انتظاراتی باشد که جامعه از نوآموز امروز و شهروند فردا دارد. درست به همین دلیل است که کتاب «فارسی» این بار عظیم را بر دوش 52 کتاب داستان گذاشته است و دهها شعر که بهتناسب و تناوب در کلاس و خارج از کلاس خوانده میشود؛ بنابراین، بخش اخیر را بهتر است پنجرهای تلقی کنیم به فضای گسترده آنهمه کتاب، یا کلیدی برای گشودن در باغ رویایی خواندن؛ و از آن، در جهت ارتقای کیفی و کمی مهارت خواندن در کودکان بهره بگیریم. کتابخوانی که در ابتدا به کمک معلم انجام میشود و سپس دانشآموز پس از یادگرفتن نشانههای 1 و 2 به طور مستقل قادر به خواندن است.
15. درس آزاد: درس آزاد فرصتی است تا دانشآموز و معلم در کنار هم، متناسب با ذوق و علایق و ملاحظات فرهنگ بومی زبان و ادبیات محلی و ضرورتهایی که احیانا در دروس دیگر دیده نشده و یا معلم خود احساس نیاز میکند، درسی را طراحی کنند. هدف از این درس مشارکت دانشآموز و معلم، و ایجاد فرصتهای ویژه برای خلاقیت و اعتمادبهنفس است.
16. واژهسازی: قلب هر زبان واژههای آن زبان است. کودکان از پایه سوم ابتدایی در هرسال میتوانند تا سه هزار واژه را به گنجینه واژگان خواندنی خود بیفزایند. کودکان به چند طریق به معنای واژهها دست مییابند؟ آنها هنگام ورود به دبستان مقدار زیادی واژه را که از طریق شناخت پدیدههای اطراف خود به دست آوردهاند، در ذهن خود دارند. برخی از واژگان اندوخته در ذهن خود را در گفتار روزمره به کار میبرند و برخی دیگر را اگرچه به کار نمیبرند، مفهوم آنها را میدانند. در دبستان، کودکان شکل نوشتاری واژهها را از طریق خواندن همراه با معنی آن به ذهن میسپارند.
یکی از راههای واژه آموزی کشف روابط مفهومی واژگان بهصورت مختلف است. برخی از این دادهها عبارتاند از:
هم مفهومی: خواندن یک طبقه از واژگان که ارتباط معنایی با یکدیگر دارند، مانند واژههای زیر که همه از نظر مفهومی با واژه «سفر» در یک فضا قرار میگیرند: سفر، چمدان، بلیت و اتوبوس
هم معنایی: اگرچه هم معنایی کامل بین کلمات وجود ندارد؛ ولی بین برخی از واژهها شباهت معنایی برقرار است، مانند واژههای تیره و سیاه که در همه جا و در همه جملهها نمیتوانند کاملا هم معنا باشند. خواندن دو کلمه تقریبا هم معنا به گسترش گنجینه واژگانی دانشآموزان کمک میکند.
تضاد معنایی: خواندن دو کلمه که از نظر معنایی مخالف یکدیگر هستند نیز راهی برای واژه آموزی است (مانند شب و روز، سرد و گرم) کلمههایی متشابه: کلمههای متشابه چه آن دسته از کلماتی که صورت املایی و صورت گفتاری یکسانی دارند، مانند کلمه شیر (شیر جنگل، شیر خوردنی، شیر آب) چه آن دسته از کلمههایی که مانند هم نوشته نمیشوند؛ ولی از نظر گفتاری هم آوا هستند (مانند کلمههای خوار و خار، خواست و خاست، ثواب و صواب).