شما فرد امیدواری هستید؟ فرزندتان چطور؟ از نظر شما امیدوار بودن یعنی چه؟ افرادی را میشناسید که بیامان ساعتها حتی ماهها برای رسیدن به چیزی که میخواهند تلاش میکنند و ادامه میدهند؟ بهراحتی برای خودشان هدف تعیین میکنند و از آن لذت میبرند و اگر ناکام شوند از راههای دیگری استفاده میکنند؟
تعریف و مقدمه
شما فرد امیدواری هستید؟ فرزندتان چطور؟ از نظر شما امیدوار بودن یعنی چه؟ افرادی را میشناسید که بیامان ساعتها حتی ماهها برای رسیدن به چیزی که میخواهند تلاش میکنند و ادامه میدهند؟ بهراحتی برای خودشان هدف تعیین میکنند و از آن لذت میبرند و اگر ناکام شوند از راههای دیگری استفاده میکنند؟ این افراد بسیار امیدوار هستند. برای این که دقیق متوجه شویم چه چیزی باعث میشود این افراد را امیدوار بدانیم باید با سه مفهوم هدف، تفکر راهبردی و تفکر عاملی آشنا شویم.
هدف: اعمال انسان هدفمندند. هدف برای این که آگاهانه فکر و ذهن را اشغال کند باید ارزش کافی برای فرد داشته باشد و دستیافتنی باشد. هدف میتواند هر چیزی باشد که یک فرد بخواهد تجربه کند، ایجاد کند، به دست آورد، انجام دهد، یا به آن تبدیل شود. هدف میتواند معنادار و مادامالعمر، مانند ایجاد یک نظریه علمی باشد، یا پیشپاافتاده و مختصر، مانند پیداکردن تاکسی برای رسیدن به مدرسه و یا کوتاهمدت یا بلندمدت باشد.
هدف خوب، هدفی است که ملموس، خاص و نزدیک باشد. هدفی که انتزاعی، مبهم و تعیین شده در آینده دور باشد امکان دستیابی به آن دشوار میشود.
تفکر راهبردی(pathways thinking): تفکر راهبردی را میتوان در این جمله خلاصه کرد «یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت!» این که فرد خود را برای ایجاد مسیرهای عملی برای رسیدن به اهداف توانا ببیند و بتواند حداقل یک مسیر قابلاستفاده، و اغلب بیشتر از یک مسیر، برای رسیدن به هدف مورد نظرش پیدا و ایجاد کند. ایجاد چند مسیر مهم است چرا که وقتی با موانع مواجه میشویم فرد بسیار امیدوار پیداکردن مسیرهای جایگزین را آسان میداند و در این امر بسیار موثر عمل میکند.
تفکر عاملی (agency thinking): تفکر عاملی مولفه انگیزشی امید است و برای شروع استفاده از راهبردها و حفظ انگیزه در استفاده از آنها لازم است. این تفکر هنگام مواجهه با موانع بیشتر معنا پیدا میکند و به فرد کمک میکند تا انگیزه لازم را در بهترین مسیر جایگزین اعمال کند. میتوان این تفکر را در چنین جملاتی یافت: «من میتوانم این را انجام بدهم، من قرار نیست متوقف بشوم» این جمله منعکسکننده افکار فرد در مورد شروع یک مسیر و ادامه پیشرفت در آن مسیر است.
رابطه تفکر عاملی و راهبردی: این دو تفکر به طور مثبتی با هم مرتبط هستند. تفکر راهیابی، تفکر عاملی را افزایش میدهد که همان باعث افزایش تفکر راهیابی میشود و این چرخه ادامه پیدا میکند. برای مثال من هرچقدر راههای بیشتری برای رسیدن به هدف بدانم و پیدا کنم انگیزه بیشتری برای ادامه دادن دارم و هرچقدر انگیزهام بیشتر باشد میتوانم راههای بیشتری پیدا کنم. بااینحال این دو مجزا از یکدیگرند.
تعریف امید: امید حالت انگیزشی مثبتی است که مبتنی بر حسی که بهصورت تعاملی از عاملیت (انرژی معطوف به هدف) و راهبردها (برنامهریزی برای دستیابی به اهداف) بهدستآمده است.
امید میتواند در سطوح متفاوتی وجود داشته باشد. یک فرد میتواند بهطورکلی در رسیدن به اهداف و موفقیت امیدوار باشد یا در رسیدن به اهداف در یک حوزه خاص برای مثال تحصیل یا کار امیدوار باشد یا در مورد یک هدف خاص و مشخص امیدوار باشد.
جایگاه احساس و هیجان در نظریه امید:
تاکید نظریه امید به فرایند تفکر است و از جنس احساس و هیجان نیست ما فردی را امیدوار میدانیم که هدفی برای خود تعیین میکند و راههای رسیدن به آن را تعیین میکند و انگیزه دارد که این مسیر را ادامه دهد تا به هدفش برسد. حال اگر در مسیر فرد ادراک کند در دنبالکردن هدف موفق بوده است (به دلیل حرکت بدون مانع به سمت اهداف یا غلبه موثر بر موانع) در او هیجانات مثبت مانند شادی ایجاد میشود و اگر ادراک کند که در دنبالکردن اهداف ناموفق بوده است (به دلیل ناکافی بودن عاملیت یا راهبردها یا ناتوانی در غلبه بر شرایط نامساعد) به او هیجانات منفی دست میدهد. ادراک عدم پیشرفت به سمت اهداف اصلی دلیل کاهش رفاه و بهزیستی است نه این که به دلیل داشتن هیجانات منفی و نبود بهزیستی فرد ناامید است و نمیتواند به اهدافش برسد.
اهمیت امید
پژوهشها نشان دادهاند که امید بالا با خودکارآمدی و عزتنفس ارتباط زیادی دارد. افراد امیدوار خوشبینتر هستند. تمرکزشان بر موفقیت است و اهداف زیادی دارند و به توانایی خودشان برای حل مسائل ممکن واقفاند و در مقابل امید پایین پیشبینیکننده نشانههای افسردگی است.
دانشآموزان امیدوار تواناییهای خود را هنگام شکست کوچک نمیشمارند. نمیگذارند شکستها در بلندمدت بر عزتنفس آنها اثر بگذارد. از سبکهای توضیحی خوشبینانه استفاده میکنند. خودکارآمدی تحصیلی و اجتماعی بالایی دارند. خلاقیت و تواناییهای حل مسئله بیشتری دارند. دانشآموزان کم امید اضطراب بالایی را بهخصوص در امتحان و رقابت تجربه میکنند. مستعد عدم اعتمادبهنفس هستند و رضایت تحصیلی و بینفردی کمتری دارند دچار نشخوار افکار منفی میشوند که توجه آنها را نشانههایی که میتواند امید آنها را بالا ببرد مختل میکند. احتمالا این دانشآموزان از بازخوردی که از شکست میگیرند به شکل سازگار برای بهبود عملکرد خود استفاده نمیکنند. امید پایین پیشبینیکنندۀ خوبی برای شناسایی دانشآموزان در معرض خطر تحصیلی است.
امید در حوزهها دیگر هم نقش مهمی دارد در دانشآموزان ورزشکار آنهایی که امید بالایی دارند عملکرد بهتری دارند و کمتر احتمال دارند که نسبت به همتایان کم امید خود ترک کردن و کنارگذاشتن ورزش را در نظر بگیرند.
امید بالا ارتباط زیادی خودکارآمدی اجتماعی دارند. افراد امیدوار از آشنایی با بقیه و روابط بینفردی مکرر لذت میبرند و با نشاندادن علاقه به اهداف دیگران با همسالان خود تبادلات رضایتبخش بینفردی دارند و با کمککردن به بقیه برای رسیدن به اهدافشان احساس خوبی در مورد خود پیدا میکنند. اما توقف تفکر امیدوار سبب ایجاد کشمکشهای فردی، نشخوار فکری و افزایش ناکامی و پرخاشگری نسبت به دیگران میشود. مشکلات بینفردی دیگران میتواند به کاهش امید برای کودکان تبدیل شود. کودکانی که شاهد قربانی شدن دوستان یا اعضای خانواده در خشونتهای بینفردی شدهاند نسبت به کودکان دیگر امید کمتر دارند.